چوی زینب دمدمی عزیز!چــــــائــــــو!(پررررر انرژی ی ی ی ی ودرخشان) اممم خب .چیزه .ببخشید،ولی وقتی بهت فکر میکنم واقعا غمگین وافسرده میشم واحساس دلسوزی بهم دست میده!چطور میتونم تصورت کنم که دیگه ازدرد عضلات وبدن وضعیف شدنشون مجبورشدی یجا نشستنو یاد بگیری وتجربه ش کنی؟که احتمالاچشمات ضعیف شدن،ازگرفتن کتاب دستت درد میگیره وچشماتم ازخوندنش خسته میشه وزود حوصله ت سرمیره،بی حوصله ای،دیگه شور واشتیاق ازت فوران نمیکنه،دیگه اصلا شباهتی به یه قوطی نوشابه یی که زینب دمدمی منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان احلام گپ دانلود فایل وزارت حمایت از نخبگان و محققان ایران